کتاب ابداع مورل The Invention of Morel


  • قیمت : ۷,۵۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

معرفی کتاب ابداع مورل اثر آدولفو بیوئی کاسارس

خورخه لوئیس بورخس (نویسنده ی شهیر آرژانتینی)، رمان رمان ابداع مورل را شاهکاری در طرح ریزی داستان و قابل مقایسه با کتاب هایی چون پیچش پیچ (اثر هنری جیمز) و سفر به مرکز زمین (اثر ژول ورن) دانسته است. داستان کتاب که در جزیره ای مرموز پی گرفته می شود، حکایتی از حس تعلیق و کاوش، به همراه یک رابطه ی عاشقانه ی شگفت انگیز و نامتحمل است؛ رابطه ای که در آن تمام جزئیات، بسیار شفاف و در عین حال رازآلود جلوه می کنند. این رمان که به شدت توسط خولیو کورتاسار، گابریل گارسیا مارکز و اکتاویو پاز تحسین و تمجید شده است، کمک شایانی به رونق گرفتن ادبیات داستانی آمریکای لاتین در زمان پس از جنگ به حساب می آید. رمان ابداع مورل همچنین تأثیر شگرفی بر سینما و ادبیات نمایشی داشته است.

خرید و معرفی کتاب خواندنی ابداع مورل


ویژگی ها کتاب ابداع مورل

برنده ی جایزه ی ادبیات شهر بوینس آیرس سال 1941

مشخصات کتاب ابداع مورل
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-964-380-551-7
تعداد صفحه :151
سال انتشار شمسی :1393
سال انتشار میلادی :1940
سری چاپ :2
نکوداشت های کتاب ابداع مورل
The Invention of Morel may be described, without exaggeration, as a perfect novel.
می توان ابداع مورل را بدون هیچ اغراقی، یک رمان کامل توصیف کرد.
Octavio Paz

A masterfully paced and intellectually daring plot.
داستانی با ضرب آهنگی استادانه و صراحتی هوشمندانه.
Times Times

Bioy makes us laugh at our foibles with an affectionate yet elegant touch.
بیوئی با اثری پراحساس و در عین حال ظریف، ما را وادار به خنده بر نقاط ضعف مان می کند.
Library Journal Library Journal

بخش هایی از کتاب ابداع مورل (لذت متن)
به نکته ای درباره ی خودم پی برده ام. غالبا فکر می کنم آخر و عاقبت هر ماجرایی، تلخ و ناخوشایند خواهد بود. این طرز فکری است که نطفه های آن از سه چهار سال قبل بسته شد و اگر چه مسئله ای جدی نیست، اما آزارم می دهد.

همین که هر روز، زن روی صخره می آید و می خواهد نزدیک من باشد، ناشی از یک تغییر است و اوضاع چنان خوب و آرام پیش می رود که مشکل بتوان باورش کرد.

امروز ساعاتی قبل از سپیده، معجزه ای در این جزیره رخ داد: تابستان زودتر از موعد مقرر سر رسید. رخت خوابم را بیرون بردم، کنار استخر، ولی از آن جایی که خوابیدن ممکن نبود، توی آب رفتم و مدتی طولانی همان جا ماندم. هوا آن قدر گرم بود که دو سه دقیقه بعد از خارج شدن از استخر عرق از سر و بدنم سرازیر می شد. چیزی به سپیده دم نمانده بود که با صدای یک گرامافون از خواب بیدار شدم.