جمهور

The Republic

مشخصات کتاب جمهور
مترجم :
شابک :978-964-445-262-8
قطع :رقعی
تعداد صفحه :648
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :381 BC
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :16
زودترین زمان ارسال :---

جزو فهرست برترین آثار فلسفی گودریدز

معرفی کتاب جمهور اثر افلاطون | ایران کتاب

کتاب جمهور، اثری فلسفی نوشته ی افلاطون است که در سال 381 پیش از میلاد مسیح به رشته ی تحریر درآمد. این کتاب که به شکل گفت و گویی میان سقراط و سه هم صحبت دیگر نوشته شده، تلاشی است برای تعریف جامعه ای بدون نقص و انسانی آرمانی که در آن زندگی می کند. در طول این گفت و گو، سوال های دیگری نیز مطرح می شوند: خوبی چیست؟ واقعیت چیست؟ دانش چیست؟ کتاب جمهور علاوه بر این، به هدف تعلیم و تربیت و نقش هم زنان و هم مردان به عنوان «محافظین» نوع بشر می پردازد. افلاطون با شفافیتی خارق العاده و استفاده های استادانه اش از داستان های تمثیلی، جامعه ای را به تصویر می کشد که در هماهنگی کامل است و توسط «پادشاهان فیلسوف» اداره می شود.

کتاب جمهور

افلاطون
افلاطون، زاده ی 427 و درگذشته ی 347 پیش از میلاد، فیلسوف برجسته ی یونان باستان بود. او نخستین فیلسوفی است که آثار مکتوبش به جای مانده است. علاوه بر این، بسیاری او را بزرگترین فیلسوف تاریخ می دانند.افلاطون در آتن و در یک خانواده ی قدرتمند سیاسی و اشرافی متولد شد. او از بچگی بسیار تیزهوش بود. پدر افلاطون برای او بهترین معلم موسیقی، فلسفه، ژیمناستیک، و ادبیات را به خدمت گرفت. افلاطون در بیست سالگی برای تکمیل دانسته های خود، شاگرد سقراط شد و این همنشینی و شاگردی به مدت هشت سال ادامه یافت. او در س...
نکوداشت های کتاب جمهور
Widely acknowledged as the cornerstone of Western philosophy.
این کتاب به شکلی گسترده به عنوان سنگ بنای فلسفه ی غرب در نظر گرفته می شود.
Barnes & Noble

Full of brilliant thoughts.
سرشار از اندیشه های درخشان.
University of Chicago

One of the greatest works of philosophy and political theory ever produced.
یکی از برجسته ترین آثار فلسفی و سیاسی تمام تاریخ.
Penguin

قسمت هایی از کتاب جمهور (لذت متن)
من، خردمندترین انسان هستم، چون یک چیز را می دانم و آن این است که هیچ نمی دانم.

هدف از تعلیم و تربیت، این است که به ما یاد بدهد به چیزی که زیباست، عشق بورزیم.

یا باید چیستی چیزی که دنبالش هستیم را بفهمیم و یا حداقل خودمان را از بند توجیهی رها کنیم که به ما می گوید چیزی که نمی دانیم را می دانیم.