هلن

Helen

  • قیمت : ۱۵,۰۰۰ تومان
  • قیمت برای شما : ۱۲,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: افرازافراز
نویسنده:

معرفی کتاب هلن اثر اوریپید

کتاب هلن، نمایشنامه ای نوشته ی اوریپید است که در سال 412 قبل از میلاد مسیح نگاشته شد. در میان افسانه های یونان باستان، شاید هیچ قصه ای به اندازه ی داستان هلن هیجان انگیز نباشد. گفته می شود که زیبایی بی حد و حصر او، باعث هجوم هزاران کشتی یونانی به سوی تروا شد. هیچ زنی به اندازه ی هلن، تا این حد مورد عشق و نفرت نبوده است. اطرافیانش، هم او را یک موهبت و هم یک نفرین می دانستند و این زن زیبا را نویدبخش خوشبختی و پدیدآورنده ی رنج و عذاب در نظر می گرفتند. در مصر، پادشاه پروتئوس که از هلن محافظت می کرد، اکنون مرده است. پسرش تئوکلیمنوس که حالا پادشاه جدید است و علاقه ی زیادی به کشتن یونانی ها دارد، قصد کرده که با هلن ازدواج کند. اما در این نمایشنامه ی جذاب و غافلگیرکننده از اوریپید، پیچ و خم های زیادی وجود دارد و غافلگیری های بسیاری انتظار شخصیت های داستان و البته مخاطبین را می کشد.

کتاب هلن


ویژگی ها کتاب هلن

جزو فهرست برترین نمایشنامه های گاردین

مشخصات کتاب هلن
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-964-243-942-3
تعداد صفحه :104
سال انتشار شمسی :1393
سال انتشار میلادی :412 B.C
سری چاپ :1
نکوداشت های کتاب هلن
A foundational work of Western drama, art, and life.
اثری بنیادین و بسیار مهم در آثار نمایشی، هنر و زندگی غرب.
Barnes & Noble

Admirable.
تحسین برانگیز.
Boston Globe Boston Globe

Sure to delight readers.
اثری که بی تردید برای مخاطبین لذت بخش خواهد بود.
University of Colorado

بخش هایی از کتاب هلن (لذت متن)
اینک خیزاب های زیبای دوشیزه نیل! رودی که کشتزارهای مصر را آبیاری می کند، و به جای باران آسمانی از گداختن برف ناب سیراب می شود. پروتئوس در زندگی خویش شهریار این سرزمین بود، در آبخوست فاروس خانه داشت و بر سراسر مصر فرمانروایی می کرد؛ و پساماته، یکی از دختران دریا را به زنی گرفت، پس از آنکه وی آغوش آیکوس را وانهاد.

وی دو کودک در این کاخ او زاد، تئوکلیمنوس پسری که زندگی اش را در پرستش فروتنانه خدایان سپری کرد، و نیز دختری زیبا، مایه سربلندی مادرش، که در کودکی ایدو نامیده می شد، ولی هنگامی که به آغاز نوجوانی اش رسید، سنی برای شادی های زناشویی، تئونو نام گرفت، او به خوبی آهنگ های خدایان را چه در اکنون و چه در آینده می دانست، و این پاداش را از پدربزرگ خود، نرئوس گرفته بودم. نه سرزمین پدری ام اسپارت که در آن زاده شده ام بی آوازه است، نه پدرم تیندارئوس.

افسانه ای می گوید که چگونه زئوس در کالبد قویی به آغوش مادرم لدا، بال گشود و بدین گونه از پیگرفت عقابی گریخت، و با نیرنگ به آماج عاشقانه اش دست یافت، اگر این افسانه راست باشد. نام من هلن است، و اکنون اندوه هایی را که از آن ها رنج می برم باز خواهم شمرد.