1. خانه
  2. /
  3. کتاب ناشناس

کتاب ناشناس

2 ناشر این کتاب را منتشر کرده‌اند
4.26 از 25 رأی

کتاب ناشناس

The Village of Stepanchikovo
مترجم:
٪5
750000
712500
3.65 از 10 رأی

کتاب روستای استپانچیکووا و ساکنانش

The Village of Stepanchikovo
٪10
680000
612000
معرفی کتاب ناشناس

«ناشناس»، یا به نام اصلی‌تر "دهکده‌ی ستیپان‌چیکاوا و اهالی آن"، نوشته‌ی فیودار داستایفسکی، یکی از آثار اولیه و کمتر شناخته شده‌ی این نویسنده‌ی بزرگ روسی است. این رمان که در سال 1859 منتشر شده، با سایر آثار معروف داستایفسکی مانند "جنایت و مکافات" یا "برادران کارامازوف" تفاوت‌های چشمگیری دارد. "ناشناس" بیشتر به عنوان یک کمدی یا رمان طنزآمیز شناخته می‌شود، اما همچنان عناصر عمیق انسانی و اخلاقی مختص به داستایفسکی در آن مشهود است.
در این رمان، داستایفسکی به زندگی در یک دهکده‌ی دورافتاده‌ی روسی می‌پردازد، جایی که شخصیت‌های گوناگون و عجیب و غریب با یکدیگر در تعامل هستند. محور داستان حول محور یک اشراف‌زاده‌ی جوان و نجیب می‌چرخد که به دهکده‌ی ستیپان‌چیکاوا بازمی‌گردد و با درام‌های خانوادگی و اجتماعی روبرو می‌شود. این رمان به خاطر شخصیت‌های رنگارنگ و داستان‌های فرعی غنی‌اش مشهور است. یکی از ویژگی‌های برجسته‌ی رمان «ناشناس»، توانایی داستایفسکی در خلق شخصیت‌هایی است که به نظر می‌رسد از دل جامعه‌ی روسیه برخاسته‌اند. هر یک از این شخصیت‌ها، از جمله خودخواهان، خیراندیشان، متظاهران، و عاشقان، نماینده‌ی جنبه‌هایی از روحیه‌ی روسی و انسانیت در کل هستند. داستایوفسکی این رمان را در زمان تبعید و زیر فشار سانسور می نویسد بنابراین پشت ظاهر ساده ی آن ، رمانی سرشار از تمثیل ها و استعاره هاست که به وضعیت روسیه در آن زمان اشاره می کند.

داستایفسکی در این رمان به موضوعاتی مانند قدرت، تقلب، محبت و فداکاری می‌پردازد. طنز موجود در داستان گاهی اوقات تیره و سیاه است، اما در عین حال، لحنی گرم و انسان‌دوستانه دارد که خواننده را به خنده وامی‌دارد و همزمان به فکر فرو می‌برد. داستایفسکی در «ناشناس» به نحوی شگفت‌انگیز از زبان طنز برای بررسی مسائل جدی و ژرف استفاده می‌کند. این کتاب نه تنها یک اثر سرگرم‌کننده است، بلکه به عنوان یک اثر ادبی عمیق و چندوجهی نیز قابل تقدیر است. اگرچه "ناشناس" ممکن است به اندازه‌ی سایر آثار معروف داستایفسکی شهرت نداشته باشد، اما به عنوان یک شاهکار از یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان تاریخ، حتما ارزش مطالعه را دارد.


درباره فئودور داستایفسکی
درباره فئودور داستایفسکی
فئودور میخایلاویچ داستایوفسکی، زاده ی ۱۱ نوامبر ۱۸۲۱ و درگذشته ی ۹ فوریه ی ۱۸۸۱، نویسنده ی مشهور و تأثیرگذار روس بود. پدر داستایفسکی پزشک بود و از اوکراین به مسکو مهاجرت کرده بود و مادرش، دختر یکی از بازرگانان مسکو بود. او در ۱۸۳۴ همراه با برادرش به مدرسه ی شبانه روزی منتقل شدند و سه سال آن جا ماندند. داستایفسکی در پانزده سالگی مادر خود را از دست داد. او در همان سال امتحانات ورودی دانشکده ی مهندسی نظامی را در سن پترزبورگ با موفقیت پشت سر گذاشت و در ژانویه ی ۱۸۳۸ وارد این دانشکده شد. در تابستان ۱۸۳۹ نیز، خبر فوت پدرش به او رسید.داستایفسکی در سال ۱۸۴۳ با درجه ی افسری از دانشکده ی نظامی فارغ التحصیل شد و شغلی در اداره ی مهندسی وزارت جنگ به دست آورد. او در زمستان ۱۸۴۵ رمان کوتاه بیچارگان را نوشت و از این طریق وارد محافل نویسندگان رادیکال و ساختارشکن بزرگ سن پترزبورگ شد و برای خود شهرتی کسب کرد. یک جاسوس پلیس در این محفل رخنه کرده بود و موضوعات بحث این روشنفکران را به مقامات امنیتی روسیه گزارش می داد. از همین رو، پلیس مخفی در روز ۲۲ آوریل ۱۸۴۹ او را به جرم براندازی حکومت دستگیر کرد.داستایفسکی در آغاز سال ۱۸۷۳ سردبیر مجله ی «گراژ دانین» شد و تا ماه مارس سال بعد به این کار ادامه داد. فئودور داستایفسکی در جشن سه روزه ی بزرگداشت پوشکین در پی سخنرانی اش به اوج شهرت و افتخار در زمان حیاتش رسید و سرانجام در اوایل فوریه ی سال ۱۸۸۱ در اثر خون ریزی ریه درگذشت.
قسمت هایی از کتاب ناشناس

واقعا می خواهم ببینم اگر مادرتان، یا چه طور بگویم آخر، همان مقصر اصلی به دنیا آمدن شما، واقعا عصا دستش بگیرد و با دستی که از شدت گرسنگی می لرزد، بر آن تکیه بزند و صدقه طلب کند، چه حالی پیدا می کنید؟ واقعا اگر این طور شود، شرم نمی کنید؟ اول به خاطر جایگاه همسر یک ژنرال بودن و دوم به خاطر آن قلب پاکشان ... چه حالی پیدا می کنید وقتی او به یکباره - یقینا که این طور نخواهد شد ولی خوب، از سر اتفاق که ممکنه - پای پنجرۀ خود شما بایستد و دست نیاز دراز کند، در حالی که شما پسر تنی اش تو همان موقع در تشک پرتان فرورفته اید و ... خلاصه توی نازونعمت! جدا که چه وحشتناکه، وحشتناک! ولی وحشتناکتر از همه اینه که، سرهنگ، اجازه بدهید این را صادقانه بگویم، وحشتناکتر از همه اینه که شما الان روبه روی من درست مثل یک ستون بی احساس ایستاده اید و دهانتان بازه و فقط مدام پلک می زنید. حتی باید بگویم که این یک جورهایی خلاف ادبه؛ چون در شرایطی مثل این باید موی سرتان را می کندید و جوی اشک جاری می کردید... چی می گویم، جوی کدامه! در چنین شرایطی به خدا که باید رودخانه، دریاچه، دریا و اقیانوس اشک راه می انداختید!...

نمی خواهم، پاپاجان نمی خواهم ساکت شوم! دیگر هم ساکت نمی مانم! خیلی وقته داریم این فاما فامیچ شما، این مردک کثافت رذل را تحمل می کنیم! بالاخره هم این فاما فامیچ همه مان را نابود می کند؛ چون همه مدام تو گوشش می خوانند که عاقل و جوانمرد و شریف و عالم و دانشمنده، و اصلا معجونی از صفات پسندیده ست. فاما فامیچ هم که مثل احمق ها همۀ اینها را باور کرده! آن قدری که صبح تا شب با عزت و احترام غذاهای خوشمزه می برند و جلوش می گذارند، اگر تعارف هر کس دیگری می کردند، از خجالت آب شده بود، ولی فاما فامیچ هر چی تعارفش می کنند، می خورد، و بازهم سفارش مـی دهد. حالا خودتان می بینید که یک روز همه مان را درسته قورت می دهد. همۀ اینها هم تقصیر پاپاجانه! فاما فامیچ رذل، کثافت رذل، جلو همه تان دارم می گویم و از کسی هم نمی ترسم! یک احمق واقعیه؛ یک شلخته بدعنق نانجیب؛ یک مستبد سنگدل خبرچین و دروغگو ... وای که اگر دست من بود، همین الآن گوشش را می گرفتم و از خانه می انداختمش بیرون، ولی پاپاجان هی ازش تعریف و تمجید می کند؛ پاپاجان دیوانه اونه!...

هفته پیش فاما فامیچ دادوهوار راه انداخته بود که نمی خواهد در این خانه بماند و دوید طرف جالیز و از کومه یک بیل برداشت و شروع کرد به کندن زمین. ما همه تعجب کردیم؛ گفتیم نکند دیوانه شده؟ می گفت، برای این که بعدا سرزنشم نکنند نان مفت خورده ام، زمین بیل می زنم و نانی را که خورده ام در می آورم و بعدش از این خانه می روم. ببینید کارم را به کجا کشانده اید! همه فورا زدند زیر گریه و روی زانو افتادند و می خواستند بیل را از دستش بگیرند؛ ولی فاما همین طور به کندن زمین ادامه داد؛ و با این کارش فقط همه شلغم ها را کند.

مقالات مرتبط با کتاب ناشناس
بررسی کتاب «جنایت و مکافات» اثر «فئودور داستایفسکی»
بررسی کتاب «جنایت و مکافات» اثر «فئودور داستایفسکی»
ادامه مقاله
بررسی کتاب «یادداشت‌های زیرزمینی» اثر «فئودور داستایفسکی»
بررسی کتاب «یادداشت‌های زیرزمینی» اثر «فئودور داستایفسکی»

رمان «یادداشت های زیرزمینی» با جملاتی مشهور از شخصیت اصلی در مورد خودش آغاز می شود: «من آدم مریضی هستم... من آدم کینه‌توزی هستم. من آدم نفرت‌انگیزی هستم.»

«فئودور داستایفسکی» و روانشناسی انسان
«فئودور داستایفسکی» و روانشناسی انسان

«داستایفسکی» چه حقایقی را در مورد انسان ها آشکار کرد و چگونه به مسیر ادبیات، شکل و جهت داد؟

مقایسه‌ی ترجمه‌های کتاب «جنایت و مکافات» اثر «فئودور داستایفسکی»
مقایسه‌ی ترجمه‌های کتاب «جنایت و مکافات» اثر «فئودور داستایفسکی»

این مقایسه، با توجه به تعداد ترجمه‌ها، سبب آشنایی بیشتر و بهتر با این شاهکار تاریخ ادبیات شده و در انتخاب ترجمه‌ای که بیشتر می‌پسندید، کمک‌حالتان است.

آثار کلاسیک کوتاه، فرصتی برای آشتی با کتاب خواندن
آثار کلاسیک کوتاه، فرصتی برای آشتی با کتاب خواندن

در این مطلب قصد داریم به تعدادی از کتاب های کلاسیک کوتاه بپردازیم که انتخاب هایی عالی برای ورود به جهان آثار کلاسیک به شمار می آیند.

حقایقی در مورد زندگی «فئودور داستایفسکی»
حقایقی در مورد زندگی «فئودور داستایفسکی»

در این مقاله قصد داریم به حقایقی مهم، جالب توجه و کوتاه درباره ی زندگی فئودور داستایفسکی بپردازیم.

برترین نویسندگان در «ادبیات روسیه»
برترین نویسندگان در «ادبیات روسیه»

نویسندگان پرتعدادی در «ادبیات روسیه» ظهور کرده اند که ایده های ژرف، آثار ادبی و توانایی آن ها در داستان سرایی در طول زمان طنین انداز بوده است.

عاشقانه‌ی مرد بی‌نام در چهار شب و یک صبح
عاشقانه‌ی مرد بی‌نام در چهار شب و یک صبح

«شب‌های روشن» نیز مانند همه‌ی شاهکارهای داستایفسکی، از منظری انسانی و روان‌شناسانه پرداخت شده است.

فئودور داستایفسکی و قمار زندگی
فئودور داستایفسکی و قمار زندگی

داستان های او، یکی از اصلی ترین پایه های ادبیات روسیه را تشکیل می دهند.

نظر کاربران در مورد "کتاب ناشناس"
51 نظر تا این لحظه ثبت شده است
- روستای استپانچیکووا و ساکنانش

به نظرم ایده و طرح شخصیت فوما تا بخش‌های آخر داستان خوب پیش رفت ولی در نهایت اون پایانی که انتظار داشتم رو ندیدم. کتاب رو از نشر ثالث مطالعه کردم و احساس میکنم سانسور زیاد داره.اگر کسی مقایسه کرده نظرشو اعلام کنه در این مورد

1405/01/16 | توسطعلی معصومی
0
| |
- ناشناس

کتاب یه جورایی طرح اولیه ای بر کارهای بزرگ داستایفسکی هست من پیشنهاد میکنم قبل از خوندن کارهای بزرگ او ، این کتاب رو بخوانید ، نشان دادن انسان در لبه پرتگاه ، به تصویر کشیدن روانشناسانه حقارت، ترس ، توهم، قدرت طلبی. در کل کتابی بسیار ارزشمند در فهم هر چه بیشتر داستایفسکی

1405/01/07 | توسطعلیرضا نیازی
1
| |

دوستان لطفا اگر کسی مطالعه داشته نظرتون رو بفرمایید که ترجمه خانم نظریان یا اقای اتش براب کدوم بهتر هست؟

1404/12/14 | توسطKey
0
| |
پاسخ ها

برای من جزو ۶رمان برتر نویسنده بود ولی ترجمه آتش بر آب دوست نداشتم‌‌.خیلی ساده و بی روح ترجمه میکنه.نمیدونم خانم نظریان چطوره ولی زمانی که میخواستم بخونم این رمان نایاب شده و بود و فقط و ناچارا همون ترجمه آتش بر آب موجود بود.

1404/12/28|توسطوحید محمدی
0
|

ترجمه استاد آتش برآب رو بخون درجه یکه

1405/01/19|توسطکاربر سایت
0
|

از دوستان کسی هست که ترجمه‌ی خانم نظریان و آقای آتش براب رو مقایسه کرده باشه کمک کنه بهمون؟

1404/10/26 | توسطکاربر سایت
2
| |
- ناشناس

ترجمه اتش بر اب روان و خوب بود

1403/12/15 | توسطمریم بیکدلو
5
| |

کتاب زیبایی بود.خود داستان کشش کمی داشت ولی میشد در عمق شخصیتها فرو رفت.شخصیت پردازی عالی بوده بنظرم

1403/12/15 | توسطمریم بیکدلو
0
| |
- روستای استپانچیکووا و ساکنانش

این فاما فامیچ، یه ماست‌سیاه‌ـه. یعنی اینکه همه رو سر کار میذاره و دست میندازه و مسخره میکنه... اما همه، همه‌ی دروغ‌هاش رو باور دارند. مرتیکه‌ی رذل!

1403/10/16 | توسطپرومتئوس
5
| |

ترجمه‌های آقای آتش برآب علیرغم فروش بالا ترجمه هایی میان تهی و سطحی هستند ، ایشان گویا هیچگونه توجهی به زبان زمان ندارند و

1403/09/24 | توسطکاربر سایت
32
| |
پاسخ ها

شما نظر ندی سنگین تری

1403/09/30|توسطکاربر سایت
30
|

آی گفتی... حرف دلمو زدی

1404/12/17|توسطکاربر سایت
4
|

کاملا با شما موافق هستم

1405/01/04|توسطرومینا ولی نژاد
2
|

در آثار روسی فقط استاد آتش برآب ، خدا کنه استاد تمام آثار روسی را ترجمه کند

1403/09/01 | توسطکاربر سایت
22
| |
پاسخ ها

شما مادامی که سواد کافی در حیطه ترجمه را ندارید حق نظر هم ندارید ، آن هم ترجمه آثار روس زبان

1404/07/22|توسطElyas
11
|

معلوم نیست چرا تخفیف نشر ثالث چرا کمتر شده است؟

1403/08/07 | توسطکاربر سایت
0
| |

روستای استپانچیکو، ناشناس، دوست خانواده! چرا آخه اینقدر اسم واسه یه کتاب که آدم گیج بشه!

1403/04/06 | توسطامید اسماعیلی
15
| |
پاسخ ها

همان صفحه اول مقدمه ناشناس اتش براب را بخوانید تا گیج نشید. "دوست خانواده" هم ترجمه قدیمی و از انگلیسی ست و عنوانی من دراوردی.

1403/07/11|توسطمعصومه ارشادی
5
|

این کتاب با نام اصلی روستای استپانچیکو با ترجمه میترانظریان از روسی توسط نشر ثالث به زودی چاپ میشه

1403/02/16 | توسطآراد
30
| |

همه‌ی کتاب‌های داستایفسکی قابل ستایش هستند ، اما ناشناس چون در ابتدای راه نوشته شده هم‌سطح شاهکارهایی چون جنایت و مکافات یا برادران کارامازوف قرار نمیگیره. کتاب مانند یادداشت‌های زیرزمینی از قسمت دوم وارد بعد روانشناسی میشود و پارادوکسیکال‌هایی که رو میشوند.

1403/01/05 | توسطکاربر سایت
2
| |
پاسخ ها

در تمام آثار بلند داستایفسکی رگه‌هایی از شخصیت پردازی‌های داستانهای قبلیش وجود داره بصورت سریالی..ناشناس گرچه در ایران و خود روسیه زیاد شناخته شده نیست ولی خود داستایفسکی گفت من به این رمان باور دارم. در یادداشتش به میخاییل میگه من خودم به معایب رمانم واقف هستم ولی قطعا لابه‌لای این صفحات و سطور مزایایی هم پیدا میشه. تقابل دو شخصیت فاما فامیچ نماینده تقلب.دروغ.فریب.سیاه دل و مکار در برابر شخصیت سرهنگ نماینده ایمان.خوش قلب و طینت.شجاعت و صداقت. نامه‌های داستایفسکی و چرک‌نویس‌هاش رو بخونی خودش یک مکتب اخلاق شناسی و کلاس درسه. چه برسه به داستانهاش چه کوتاه و چه بلند

1403/02/15|توسطکاربر سایت
15
|

کتاب لذت بخش دیگری از داستایفسکی بود، ترجمه بسیار بسیار خوب و دقیق بود. / مقدمه اول کتاب (یادداشت مترجم) و اولین مقاله پایانی کتاب برای خواننده عام گیرایی ندارد / پانویس‌های کتاب هم اگر با زبان روسی نبود جالب‌تر میشد.

1402/12/01 | توسطسجاد نیک پور
7
| |

این کتاب همون کتاب دوست خانواده با ترجمه مهرداد مهرین هستش لازم نیست هزینه اضافه برا این کتاب بدید ترجمه‌ی صد برابر بهتره مهرداد مهرین هست برای خوانش

1402/11/30 | توسطعباس سواعدی
5
| |
پاسخ ها

ترجمه این کتاب مهرداد مهرین در برابر حمیدرضا آتش برآب خیلی محترمانه افتضاحه

1403/04/17|توسطکاربر سایت
10
|

انسان خوب است مثل زندگی

1402/11/22 | توسطکاربر سایت
1
| |

داستان خیلی لایه لایه جلو می‌رود و هر از گاهی طنز جالبی دارد.اصلا فکر نمی‌کردم داستایفسکی هم بتواند انسان را بخنداند؛هرچند که جوهر داستان طنز و کمدی نیست و داستایفسکی مثل همیشه بحث‌های روان شناختی و جدی اش را پی می‌گیرد.

1402/09/21 | توسطکاربر سایت...
7
| |

دوستان سلام کسی که کتاب رو خونده میشه بگه روی هم رفته خود داستان چند صفحه اس تقریبا؟ مقدمه و موخره زیادی داره؟

1402/08/27 | توسطکاربر سایت
0
| |
پاسخ ها

سلام؛ داستان 350 صفحه است . دارای یک مقدمه 65 صفحه ای از مترجم و دو مقاله در موخره در 27 صفحه به علاوه پی نوشت و منابع و همچنین تصاویر جلدهای کتاب "دهکده استپانچیکووا و اهالی آن" به زبان‌های آلمانی، ایتالیایی، اسپانیولی و .... آقای آتش برآب کتاب را بسیار خوب و روان ترجمه کرده اند .

1402/08/28|توسطسید مهدی موسویون
28
|

بر اساس خبرهای درز کرده از نشر پارسه قرار است که در اوایل زمستان، 3 کتاب (النگوی یاقوت، سوارکار مفرغی، هنرمند چهره پرداز) از سه نویسنده مختلف روس که قبلا هر یک جداگانه توسط نشر هرمس چاپ شده بودند، در یک جلد حدود 350 صفحه ای و با قیمت حدود 380 تومن توسط پارسه به بازار بیاید. این خبر برای دوستداران آثار ناموجود جناب آتش برآب بسی مایه خوشحالی هست و البته برای سودجویانی که این آثار را در بازار سیاه به قیمت گزاف می‌فروشند بسیار ناخوشایند. کتاب‌های در نوبت بعدی چاپ گل قرمز - دختر سروان و آقایی از سان فرانسیسکو هستند که به صورت تک جلدی در ماه‌های آینده توسط پارسه روانه بازار خواهند شد. البته خود جناب آتش برآب الان مشغول ترجمه یک اثر جدید هستند که احتمالا تا پایان امسال یا ابتدای سال آینده چشم مشتاقان به جمال این اثر روشن خواهد شد.

1402/08/24 | توسطکاربر سایت
20
| |
پاسخ ها

ای جانم. خدا رو شکر

1402/08/26|توسطکاربر سایت
1
|

خبر نداری جناب آتش برآب برادران کارامازوف رو میخوان ترجمه کنن یا خیر؟

1402/08/27|توسطسید مجتبی صابرمعاش
2
|

شب‌های روشن هم به همراه یک تفسیر با ترجمه جناب آتش برآب ترجمه شده قراره به زودی از همین نشر پارسه منتشر بشه

1402/09/10|توسطکاربر سایت
7
|

اونطور که من مطلع شدم آقای آتش برآب مشغول ترجمه برادران کارامازوف هستند و انتشارش برای سال 1403 یا 1404 میشه (بازم میگم طبق خبری که به من رسیده)

1402/09/10|توسطکاربر سایت
6
|

نسخه جدید نشر پارسه را با نسخه قدیم نشر هرمس مقایسه کردم. متاسفانه از لحاظ کیفیت چاپ و محتوا به پای نسخه هرمس نمی‌رسد. با چاپ جدید این کتاب نسخه‌های احتکار شده نشر هرمس در خیلی جاها با همین قیمت موجود شدند اگر نسخه هرمس را پیدا کنید و بخرید یه سر و گردن بالاتره.

1402/08/24 | توسطکاربر سایت
12
| |
پاسخ ها

منظورتون از محتوا رو متوجه نشدم چون محتوای کتاب که یک مقدمه و متن رمان و دو تفسیر هست که یکی هست و هیچ تفاوتی ندارن؛ فک کنم منظورتون از کیفیت چاپ هم، کاغذ تحریر بودن نسخه‌های قدیمی هرمس هستش، ببینید من نسخه ای که هرمس توی نمایشگاه کتاب منتشر کرد رو دارم که با کاغذ بالک بودش ولی اتفاق نسخه پارسه رو هم تهیه کردم که مقایسه کنم، واقعا اگر بخوام نظر بدم نسخه پارسه نسبت اون سری نسخه هرمس هم از لحاظ کیفیت چاپ بهتره و هم از لحاظ صحافی و جنس کاغذه بطور کلی واقعا پارسه کتاب رو خیلی‌تر و تمیز و شیک درآورده. از همه لحاظ خوبه واقعا. ظاهرا تنها تفاوت دو نسخه فقط توی تصاویر کتاب هستش که نسخه هرمس تصاویری که استفاده کرده از تصاویر ایلیا گلازونوف برای آثار داستایفسکی هست ولی توی نسخه پارسه از تصاویری که یوری گریشکویچ برای آثار داستایفسکی کشیده استفاده شده که خب کلا نسخه پارسه پر تصویر تره تا نسخه هرمس که خیلی تصاویرش کمه واقعا. در مورد طرح جلد نشر پارسه هم بگم من خودم اول که پوستر کتاب رو دیدم از طرح جلد خوشم نیومد ولی وقتی کتاب به دستم رسید دیدم اونقدرا هم بد نیستش (ولی خب منم مثل برخی دوستان هنوز ارتباطش رو با رمان نمیدونم) ولی یه خسته نباشید هم به نشر پارسه که واقعا برا کتاب زحمت کشیدن.

1402/12/04|توسطکاربر سایت
1
|