کتاب آن گونه که من زیستم

Living My Life
(زندگی نامه ی اما گلدمن)
کد کتاب : 20265
مترجم :
شابک : 978-9464483202
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 1146
سال انتشار شمسی : 1400
سال انتشار میلادی : 1931
نوع جلد : جلد سخت
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 11 بهمن

معرفی کتاب آن گونه که من زیستم اثر اما گلدمن

اما گلدمن، آنارشیست، روزنامه‌نگار، منتقد نمایشنامه، مدافع کنترل تولد و عشق آزاد، مشهورترین و بدنام‌ترین زن در اوایل قرن بیستم بود. کتاب آنگونه که من زیستم نسخه ی خلاصه شده از زندگینامه ی دو جلدی او است که زندگی او را از زادگاهش در روسیه تزاری به مناطق سوسیالیستی منطقه پایین شرق منهتن دنبال می کند. گلدمن در پس‌زمینه‌ای دراماتیک از بحث‌های سیاسی، محاکمه‌های نمایشی، زندان‌ها و عاشقانه‌های طوفانی، دوره‌ای را شرح می‌دهد که او به شکل‌گیری آن کمک کرد: جنبش‌های اصلاحی دوران ترقی‌خواهی، سال‌های اولیه و ناامیدی بعدی از آزمایش بلشویکی لنین، و غیره. «کتاب آنگونه که من زیستم»، روایتی جذاب از آشفتگی‌های سیاسی و آشفتگی ایدئولوژیک است.
این نسخه که به نصف طول اثر اصلی گلدمن فشرده شده است، برای علاقه مندان به این فعال و دوران خارق العاده ای که او در آن زیست می کرد و نقشی اساسی نیز در شکل گیری و پیشرفت آن داشت در دسترس است.
کتاب آنگونه که من زیستم را همه ی کسانی که به فکر تمدن و هستی انسان هستند باید بخوانند. این کتاب احتمالا یکی از مهم ترین کتابهای آموزنده ی سال اخیر است. تغییر دنیای بیمار بسیار دشوار است، اما اگر این کتاب در دسترس مخاطبان منتقد قرار بگیرد ممکن است.
آنگونه که من زیستم را سهیلا بسکی ترجمه کرده است. این کتاب توسط انتشارات نیلوفر منتشر شده است.

کتاب آن گونه که من زیستم

اما گلدمن
اما گلدمن(Emma Goldman) (۲۷ ژوئن ۱۸۶۹-۱۴ مه ۱۹۴۰) آنارشیستی بود که به خاطر فعالیت‌های سیاسی، نوشته‌ها و سخنرانی‌هایش مشهور است. گلدمن نقشی اساسی در توسعه فلسفه سیاسی آنارشیسم در آمریکای شمالی و اروپای اوایل قرن بیستم داشت.اما در یک گتوی کوچک یهودی نشین روسیه و در سال ۱۸۶۹ به دنیا آمد. خانواده‌اش مهمانسرای کوچکی را می‌گرداندند. وضعیت بد اقتصادی بعد از ترور الکساندر دوم و رکود سیاسی او را مجبور کرد که مدرسه را ترک نموده و در یک کارخانه مشغول به کار شود. در ۱۵ سالگی پدرش...
قسمت هایی از کتاب آن گونه که من زیستم (لذت متن)
«… زنیکه! اگر دستم به تو می رسید قلب کثیف ات را از سینه بیرون می کشیدم و آن را غذای سگم می کردم.» این یکی از هزاران پیامی بود که اما گلدمن در زندان دریافت می کرد. زنی که تا زنده بود نیمی از مردم آمریکا به خونش تشنه بودند و نیمی دیگر به او عشق می ورزیدند. زنی که همچون سایر رادیکال های معاصر با خود، می خواست رنج را از جهان براندازد، دلی مهربان داشت، با این حال، می توانست برای کشتار و بمب گذاری، برنامه ریزی کند.