1. خانه
  2. /
  3. کتاب بیچارگان

کتاب بیچارگان

11 ناشر این کتاب را منتشر کرده‌اند
پیشنهاد ویژه
3.66 از 31 رأی

کتاب بیچارگان

Poor Folk
٪20
300000
240000
پیشنهاد ویژه
4.67 از 9 رأی

کتاب مردمان فرودست

Poor Folk
٪20
225000
180000
پیشنهاد ویژه
3.7 از 1 رأی

کتاب مردم فقیر

(بیچارگان)
Poor Folk
٪20
280000
224000
پیشنهاد ویژه
4.05 از 2 رأی

کتاب مردم فقیر

Poor Folk
٪20
220000
176000
پیشنهاد ویژه
3.75 از 2 رأی

کتاب مردم فقیر

Poor Folk
٪20
170000
136000
پیشنهاد ویژه
3.9 از 1 رأی

کتاب بیچارگان

Poor Folk
٪20
248000
198400
پیشنهاد ویژه
4.67 از 3 رأی

کتاب بیچارگان

Poor Folk
٪30
205000
143500
پیشنهاد ویژه
3.3 از 1 رأی

کتاب مردم فقیر

Poor Folk
٪20
410000
328000
پیشنهاد ویژه
3.3 از 1 رأی

کتاب تیره بختان

Poor Folk
٪30
300000
210000
4 از 7 رأی

کتاب بیچارگان

Poor Folk
ناموجود
290000
3.1 از 1 رأی

کتاب بیچارگان

Poor Folk
ناموجود
25000
معرفی کتاب بیچارگان
کتاب بیچارگان، رمانی نوشته ی فئودور داستایفسکی است که اولین بار در سال 1846 به چاپ رسید. زمانی که این کتاب انتشار یافت، داستایفسکی که یکی از مهم ترین نویسندگان روسیه به حساب می آید، تنها بیست و چهار سال سن داشت. این رمان، تحسین و تمجید آنی هم منتقدین و هم مخاطبین را برای او به ارمغان آورد. شاهکار داستایفسکی که تصویری گزنده از جامعه و روانشناسی انسان است، در قالب نامه هایی رد و بدل شده میان دو شخصیتی روایت می شود که هر دو، در فقر و شرایط سخت زاغه های سن پترزبورگ گیر افتاده اند. ماکار، نویسنده ای است که تلاش می کند از این شرایط سخت جان سالم به در ببرد و باربارا، زنی خیاط است که حقوق بسیار پایینی دریافت می کند. این دو شخصیت عاشق هم هستند اما فقر به آن ها اجازه ی ازدواج را نمی دهد. ماکار و باربارا به دنبال کسب احترام دنیای پیرامون هستند اما نمی توانند در انجام این کار چندان موفق عمل کنند.
درباره فئودور داستایفسکی
درباره فئودور داستایفسکی
فئودور میخایلاویچ داستایوفسکی، زاده ی ۱۱ نوامبر ۱۸۲۱ و درگذشته ی ۹ فوریه ی ۱۸۸۱، نویسنده ی مشهور و تأثیرگذار روس بود. پدر داستایفسکی پزشک بود و از اوکراین به مسکو مهاجرت کرده بود و مادرش، دختر یکی از بازرگانان مسکو بود. او در ۱۸۳۴ همراه با برادرش به مدرسه ی شبانه روزی منتقل شدند و سه سال آن جا ماندند. داستایفسکی در پانزده سالگی مادر خود را از دست داد. او در همان سال امتحانات ورودی دانشکده ی مهندسی نظامی را در سن پترزبورگ با موفقیت پشت سر گذاشت و در ژانویه ی ۱۸۳۸ وارد این دانشکده شد. در تابستان ۱۸۳۹ نیز، خبر فوت پدرش به او رسید.داستایفسکی در سال ۱۸۴۳ با درجه ی افسری از دانشکده ی نظامی فارغ التحصیل شد و شغلی در اداره ی مهندسی وزارت جنگ به دست آورد. او در زمستان ۱۸۴۵ رمان کوتاه بیچارگان را نوشت و از این طریق وارد محافل نویسندگان رادیکال و ساختارشکن بزرگ سن پترزبورگ شد و برای خود شهرتی کسب کرد. یک جاسوس پلیس در این محفل رخنه کرده بود و موضوعات بحث این روشنفکران را به مقامات امنیتی روسیه گزارش می داد. از همین رو، پلیس مخفی در روز ۲۲ آوریل ۱۸۴۹ او را به جرم براندازی حکومت دستگیر کرد.داستایفسکی در آغاز سال ۱۸۷۳ سردبیر مجله ی «گراژ دانین» شد و تا ماه مارس سال بعد به این کار ادامه داد. فئودور داستایفسکی در جشن سه روزه ی بزرگداشت پوشکین در پی سخنرانی اش به اوج شهرت و افتخار در زمان حیاتش رسید و سرانجام در اوایل فوریه ی سال ۱۸۸۱ در اثر خون ریزی ریه درگذشت.
ویژگی های کتاب بیچارگان
  • فئودور داستایفسکی از بزرگترین نویسندگان ادبیات روسیه
نکوداشت های کتاب بیچارگان

داستانی فراموش نشدنی درباره ی اوضاع بشر.

Barnes & Noble

اولین موفقیت ادبی برجسته ی داستایفسکی.

Penguin Random House

نقطه ی شروعی برای هرکسی که می خواهد داستایفسکی بخواند.

Online Literature
قسمت هایی از کتاب بیچارگان

پس تو بالاخره فهمیده بودی این دل بیچاره ی من چه می خواهد! دیدم گوشه ی پرده ی پنجره ات را بالا زده ای و به گلدان گل حنا بسته ای، دقیقا، دقیقا همان طوری که بار آخری که دیدمت، گفته بودم؛ فورا چهره ی کوچولویت در برابر پنجره برای لحظه ای از نظرم گذشت که از آن اتاق کوچولویت مرا این پایین نگاه می کردی و به فکر من بودی. و آه، کبوترکم، چقدر دلم گرفت که نتوانستم چهره ی دوست داشتنی کوچولویت را درست ببینم!

خاطرات، چه شیرین چه تلخ، همیشه منبع عذاب هستند؛ دست کم برای من که چنین است؛ اما حتی این عذاب هم شیرین است. و وقت هایی که دل آدم پر است، بیمار است، در رنج است و غصه دار، آن وقت خاطرات تر و تازه اش می کنند، انگار که یک قطره ی شبنم شبانگاهی که پس از روزی گرم از فرط رطوبت می افتد و گل بیچاره ی پژمرده را که آفتاب تند بعد از ظهر تفته اش کرده، شاداب می کند.

ممکن است آدم یک عمر زندگی کند و نفهمد که کنار دستش یک کتاب هست که کل زندگی اش را به سادگی یک ترانه بیان می کند. وقتی آدم شروع به خواندن چنین داستانی می کند، کم کم خیلی چیزها یادش می افتد، حدس می زند، و آنچه تا به حال برایش مبهم و گنگ بوده، روشن می شود.

مقالات مرتبط با کتاب بیچارگان
بررسی کتاب «جنایت و مکافات» اثر «فئودور داستایفسکی»
بررسی کتاب «جنایت و مکافات» اثر «فئودور داستایفسکی»
ادامه مقاله
بررسی کتاب «یادداشت‌های زیرزمینی» اثر «فئودور داستایفسکی»
بررسی کتاب «یادداشت‌های زیرزمینی» اثر «فئودور داستایفسکی»

رمان «یادداشت های زیرزمینی» با جملاتی مشهور از شخصیت اصلی در مورد خودش آغاز می شود: «من آدم مریضی هستم... من آدم کینه‌توزی هستم. من آدم نفرت‌انگیزی هستم.»

«فئودور داستایفسکی» و روانشناسی انسان
«فئودور داستایفسکی» و روانشناسی انسان

«داستایفسکی» چه حقایقی را در مورد انسان ها آشکار کرد و چگونه به مسیر ادبیات، شکل و جهت داد؟

مقایسه‌ی ترجمه‌های کتاب «جنایت و مکافات» اثر «فئودور داستایفسکی»
مقایسه‌ی ترجمه‌های کتاب «جنایت و مکافات» اثر «فئودور داستایفسکی»

این مقایسه، با توجه به تعداد ترجمه‌ها، سبب آشنایی بیشتر و بهتر با این شاهکار تاریخ ادبیات شده و در انتخاب ترجمه‌ای که بیشتر می‌پسندید، کمک‌حالتان است.

آثار کلاسیک کوتاه، فرصتی برای آشتی با کتاب خواندن
آثار کلاسیک کوتاه، فرصتی برای آشتی با کتاب خواندن

در این مطلب قصد داریم به تعدادی از کتاب های کلاسیک کوتاه بپردازیم که انتخاب هایی عالی برای ورود به جهان آثار کلاسیک به شمار می آیند.

حقایقی در مورد زندگی «فئودور داستایفسکی»
حقایقی در مورد زندگی «فئودور داستایفسکی»

در این مقاله قصد داریم به حقایقی مهم، جالب توجه و کوتاه درباره ی زندگی فئودور داستایفسکی بپردازیم.

برترین نویسندگان در «ادبیات روسیه»
برترین نویسندگان در «ادبیات روسیه»

نویسندگان پرتعدادی در «ادبیات روسیه» ظهور کرده اند که ایده های ژرف، آثار ادبی و توانایی آن ها در داستان سرایی در طول زمان طنین انداز بوده است.

چگونه با روانشناسی، داستان های بهتری خلق کنیم
چگونه با روانشناسی، داستان های بهتری خلق کنیم

«روانشناسی» برای بسیاری از نویسندگان، موهبتی بزرگ است و بینشی ارزشمند را درباره ی چگونگی کارکرد ذهن انسان به آن ها می بخشد.

اعتیاد ما به ادبیات داستانی: چرا انسان به داستان ها نیاز دارد؟
اعتیاد ما به ادبیات داستانی: چرا انسان به داستان ها نیاز دارد؟

به هر طرف نگاه کنید، با داستان ها روبه رو می شوید. از گذشته های خیلی دور که اجداد ما دور آتش می نشستند و داستان تعریف می کردند تا به امروز که شبکه های تلویزیونی، سریال های محبوبی تولید می کنند

عاشقانه‌ی مرد بی‌نام در چهار شب و یک صبح
عاشقانه‌ی مرد بی‌نام در چهار شب و یک صبح

«شب‌های روشن» نیز مانند همه‌ی شاهکارهای داستایفسکی، از منظری انسانی و روان‌شناسانه پرداخت شده است.

فئودور داستایفسکی و قمار زندگی
فئودور داستایفسکی و قمار زندگی

داستان های او، یکی از اصلی ترین پایه های ادبیات روسیه را تشکیل می دهند.

5 دلیل برای خواندن رمان‌های عاشقانه‌‌ و تأثیر آن بر زندگی
5 دلیل برای خواندن رمان‌های عاشقانه‌‌ و تأثیر آن بر زندگی

اگر همیشه با دیده ی شک و تردید به رمان های عاشقانه و طرفداران آن نگریسته اید و علت محبوب بودن این ژانر، کنجکاوی تان را برانگیخته است، با این مقاله همراه شوید

نظر کاربران در مورد "کتاب بیچارگان"
38 نظر تا این لحظه ثبت شده است

من از ترجمه خانم اشتی جو خواندم و ترجمه روان و فوق‌العاده بود و کیفیت طراحی جلد هم خوب بود کتاب بعد اجتماعی داشت و چند داستان فرعی را هم دنبال میکرد برای من بهترین فسمت کتاب خاطرات واروارو الکسیونا بود

1404/11/04 | توسطMobham
1
| |
- بیچارگان

درود بر دوست‌داران ادبیات من ترجمه‌ی آرزو آشتی‌جو از نشر چشمه رو خوندم، با این که شک داشتم ترجمه خوب باشه اما فوق‌العاده بود

1404/10/29 | توسطمحمد خاوران
1
| |
- بیچارگان

من این کتاب رو از نشر روزگار با ترجمه خانم مجیدی خوندم، ترجمه و داستان عالی بود پیشنهاد میکنم حتما بخونید

1404/10/25 | توسطسعید قربانی
1
| |
- بیچارگان

ترجمه خیلی دقیق و کامل ایه

1404/10/17 | توسطکاربر سایت
2
| |
- مردم فقیر

خیلی سخته بخوای بعد شروعش کتابو بزاری زمین،داستان تا آخر میبرتت،یک روزه نسخه ۲۲۴ صفحه ای ترجمه کاظم انصاری خوندم،واقعا کتاب بی نظیری بود...

1404/09/11 | توسطکاربر سایت
3
| |
- بیچارگان

بیچارگان رو با ترجمه دیهیمی نشر نی خوندم خیلی خوب بود.بعضی نامه‌ها زیادی داره یعنی مخاطب وسط کتاب راحت خسته میشه مخصوصا نامه‌های فرد مذکر کتاب ، طولانی و بعضا خسته کننده اس .الفاظ محبت آمیز مرد برای زن تو نامه‌ها زیاده رویه یه جایی خسته میشه مخاطب از این همه قربون صدقه رفتن.من مخلص داستایفسکی هم هستم اما اثر مشکلاتی داره.ولی ۸۰ درصد کتاب سرپا و قوی شما رو مسموم میکنه و فوق العاده بیچارگی ساخته میشه .سه چارتا نامه‌های کتاب شاید تا چند سال از یادتون نره چ مرگ هایی ساخته داستایفسکی..معرکه اس همه مرگ‌ها بی نظیر و تاثیر گذاره وحشتناک مرگ‌ها خوبه بدون استثنا.بیچارگان رو که آدم میخونه تازه بیچارگی و فقر میفهمه ..یه جمله شاهکار داره میگه فقر مثل مرض واگیر دار مسریه...حتما بخوانید این اولین رمان بهترین رمان نویس تمام دوران رو.

1404/06/06 | توسطمحان
2
| |

اولین بار بود ترجمه آقای دیهمی رو میخوندم. خوب و روان بود

1404/05/30 | توسطAb.farsiani
0
| |
- بیچارگان

سلام . این کتاب رو از ایران کتاب با تخفیف سفارش دادم . به موقع ارسال شد . هنوز کتاب رو نخوندم .

1404/05/26 | توسطMR.Heydari
1
| |
- بیچارگان

شاید ابتدا از خودتون بپرسید مگه نامه‌نگاری‌های دو نفر چقدر می‌تونه جذاب باشه که بخواید بشینید و یه داستان ۲۰۰ صفحه‌ای رو بخونید‌. اما بهتون اطمینان می‌دم، اگر بهش فرصت بدید، چنان ازش لذت خواهید برد که باور نخواهید کرد. داستان همونطور که مشخصه، ۲ راوی داره که یکی در میان با نامه‌هاشون، اتفاقات و جریان‌هایی که طی یک مدت براشون افتاده رو برای دیگری نقل میکنه. انتخاب بسیار خوبی هم برای کسانی هست که میخوان تازه داستایفسکی خوندن رو شروع کنن. ترجمه نشر نی، در یک کلام شاهکار بود

1404/02/26 | توسطمحمدجواد ترشیزی
7
| |

لطفاً این کتاب از نشر نی رو مجدداً موجود کنید.

1404/02/18 | توسطArinaa
1
| |
- بیچارگان

شروعی خوب بر داستایفسکی

1404/01/23 | توسطابوالفضل قلی پور
2
| |

سبک نامه‌نگاری، مثل چیزی که تقریباً در بابالنگ‌دراز میبینیم، سبکی هست که شاید مخاطب عام نداشته باشه و همه نپسندنش.. اما نویسنده، انتقال مفاهیم دارک و بعضاً تکراریِ اثر رو در این قالب، بهتر دیده؛ و من هم شخصاً این رفت‌وبرگشت و بده‌بستون رو دوس داشتم.. بیچارگان رو با عنوان مردم‌فقیر، در یه مجموعه‌ی شش‌داستانی خوندم و از ترجمه آقای همتیان لذت بردم..

1404/01/16 | توسطحسین هستم
2
| |
- بیچارگان

۱۹۶ صفحه ۲۰۶ تومن؟ خیلی منصفید واقعا...🚶🏻‍♀️

1403/12/15 | توسطسعیده سلیمی
5
| |

از اون کتاباییه که بعد از تموم کردنش مدتی فکری می‌شید. به‌نظرم این نکته باید برای همهٔ کسایی که تونستن این کتاب رو تا آخر بخونن، عجیب و حیرت‌انگیز باشه که نویسنده‌ش در بیست سالگی چنین نوشته‌ای رو خلق کرده. به‌نظرم شاهکار بود و بسیار خوندنی. مدتی با نامه‌های ردوبدل‌شدهٔ بین ماکار دیووشکین و واروارا دابراسیلوا (مامک و عزیزکِ ماکار) زندگی کردم و واقعاً لذت بردم. ترجمهٔ آقای دیهیمی بر این کتاب رو خوندم، ولی درست پس از به پایان بردنش این میل درونم شکل گرفت که ترجمهٔ خانم آرزو آشتی‌جو رو هم بخونم. امیدوارم پس از بازخوانی کتاب و خوندن نقدهاش، بتونم اپیزود صوتی‌ای رو محض معرفی و بررسی این کتاب بسازم و منتشر کنم.

1403/09/30 | توسطسلیمان عارفی
1
| |
پاسخ ها

کدوم ترجمه رو بیشتر پسندیدین میشه بگین ؟

1404/01/01|توسطکاربر سایت
0
|

خشایار دیهیمی بهترین ترجمه از این کتاب رو داشتن

1404/01/31|توسطبهزاد
2
|

همانطور که دوستان گفتند ترجمه خشایار دیهیمی واقعا خوبه، بنده با ترجمه پرویز شهدی خوندم که این ترجمه هم خیلی خوب بود.

1404/07/02|توسطSAEID-T
0
|

من آدم خجالتی و مردم گریزی هستم ؛ دلم میخواهد مدت‌ها و مدت‌ها در همان گوشه‌ی مانوسم بمانم. ماندن در گوشه ای که به آن عادت کرده ای یک جور هایی بهتر است، حتی اگر نیمی از اوقات به غم و غصه خوردن بگذرد.

1403/09/18 | توسطکاربر سایت
3
| |

داستایوفسکی نویسنده بزرگی هست ولی سلیقه من نیست ..سلیقه خیلی بزرگان هم نبوده مثل تولستوی و ...البته یک مازوخیست روانی آشکار داشته که من دوست دارم ..به نظر من تولستوی ..همینگوی .و این دست نویسندگان بزرگ ترند تا داستایوفسکی و پیروانش چون توماس مان ..مارسل پروست و اگزیستانس‌ها ..

1403/09/01 | توسطکاربر سایت
2
| |
پاسخ ها

نظر شما برای ما ملاک نیست.

1403/09/11|توسطامیرحسین مرادی
55
|

خودتون هم میگید سلایق. نویسنده هایی مثل داستایفسکی و تولستوی، هرکدام سبک خاص خودشان را دارند و بسیار در جایگاه خودشان قوی هستند. مقایسه این بزرگان نیز کار اشتباهی است، زیرا سلایق خوانندگان در این سبک‌ها متفاوت است و دلیل بر برتری نسبت به هم نمیشود.

1403/12/16|توسطSAEID-T
10
|

اثری زیبا و قابل تامل با ترجمه خوب خوب خشایار دیهیمی عزیز

1403/08/05 | توسطNobody
1
| |

غم ناشی از فقر رو می‌شه تا مغز استخوان حس کرد. به صورت مکاتبات روزمره‌ی دو شخصیت اصلی نوشته شده. تاثیر گذار و جانکاه.

1403/05/16 | توسطریحانه یسلیانی
1
| |

۲ سال پیش این کتاب رو خوندم، این اولین نوشته داستایفسکی هستش، واقعا اسم کتاب عالی انتخاب شده چون با پوست و گوشتتون، حال و هوای بیچاره‌ها و بینواها رو حس میکنید، به پایان کتاب کاری نداشته باشید، از مسیر لذت ببرید، کاملا ملموس و قابل درکه👍🏾

1403/04/10 | توسطکاربر سایت
6
| |

کتاب درگیرودار بیچارگانه:)))و واقعا بیچارگی رو ذره ذره در این کتاب حس می‌کنید. ترجمه سلیس و ادبی، به شدت از ترجمه آقای دیهیمی لذت می‌برم و اگر شما هم میخواید علاوه بر تجربه ای متفاوت از داستان، ارتقای ادبی هم داشته باشید، به شدت همین نشر و ترجمه رو پیشنهاد میدم. ولی اگر ی ترجمه خیلی روون میخواین و ادبی پسند نیستید(البته این کتاب قالبش ادبیه!) ترجمه «نشر چشمه» از خانم «آرزو آشتی‌جو» از همه روون تره. اولین کتابی که از داستایوفسکی خوندم بوده:))

1403/03/05 | توسطRoya
9
| |