یک اثر کلاسیک بزرگ در ادبیات جهان.
یک اثر کلاسیک مدرن شوکه کننده.
اوریپید، استاد پیچیدگی های اخلاقی است.
ولی من تنها هستم. وطنی ندارم. و اکنون همسرم نیز مرا از خویش رانده است. مرا به یغما بردند. از سرزمینی در آن سوی آب ها به اینجا آوردند. نه مادر دارم، نه برادری، و نه خویشاوندی، تا در این مصیبت، پناهی باشند برای آغوش بی پناه من.
پرستار: بانوی من باید شکیبا بود....چه می توان کرد؟ می بینم که پسران تو حیرت زده و اندوهگین به سویت می آیند... مده آ: دور شوند.... دور... از همه ی آنان نفرت می کنم.. آن ها فرزندان آن مرد خائنند.... لعنت خدایان بر همه ی آنان باد... مرگ بر پدرشان و مرگ بر خودشان...کاش روزی برسد که آن مرد ملعون و نوعروسش را در زیر ویرانه ی کاخشان ببینم. پرستار: آرام بانوی من آرام.... مده آ: ای پدر صدای مرا می شنوی... من به تو خیانت ورزیدم و تو را ترک گفتم... ای زادگاه من تو را به خاطر آن مرد پشت سر گذاشتم و از یادت بردم... و تو ای برادر... من دستان خود را به خون تو آلوده ساختم همه ی این ها به خاطر همان عشق ملعون بود و من آرام نخواهم نشست و بیدادی بر او روا بدارم که فریاد از زمین و آسمان برخیزد.
هنگامی که تو ماموریت یافته بودی گاوهای وحشی آتشین دم را رام کنی و یوغ بر آن ها نهی و زمین های بایر را شخم زنی، من بودم که زندگی تو را نجات بخشیدم. اژدهایی را که از پشم زرین نگاهبانی می کرد و خشمگین و توفنده بر آن گنج خفته بود، که کشت؟ این من بودم که آن را کشتم و در راه موفقیت تو مشعل افروختم. من با طیب خاطر پدرم را فریفتم، وطنم را ترک گفتم و با تو به ایولس آمدم.
تأثیرگذاری این داستان ها تا حدی است که همچنان بسیاری از آن ها به منظور اشاره به مفهوم یا وضعیتی مشخص، در گفت و گوهای روزمره مورد استفاده قرار می گیرند.
نمایشنامه های انتخاب شده در این مطلب، بهترین ها برای ورود به این دنیا هستند
در اوایل قرن بیستم و در اغلب کشورهای اروپایی، تمایزی میان نمایش های ساده و خیابانی با آثار جدی تر به وجود آمد.
وقتی که آثار کلاسیک را مطالعه می کنید، در واقع در حال خواندن کتاب هایی هستید که نقشی اساسی در شکل گیری چگونگی نوشتن و خواندن ما در عصر حاضر داشته اند
«مدهآ» اوریپید از اون نمایشنامههایی بود که قبل از خوندنش فکر میکردم با یه اثر خیلی کوتاه و ساده طرفم. بعد که خوندمش، دیدم درسته که نمایشنامه روان و قابلفهمیه، ولی چیزی که پشت این دیالوگهای ساده قرار گرفته اصلاً ساده نیست. داستان «مدهآ» از جایی شروع میشه که مدهآ و یاسون، بعد از ماجراهایی که پشت سر گذاشتن، در کورینتوس زندگی میکنن؛ اما رابطهشون به نقطه بحرانی رسیده. یاسون تصمیمی گرفته که زندگی مدهآ و جایگاهش رو بهشدت تحت تأثیر قرار میده و مدهآ هم با خشم، اندوه و احساس خیانتی که بهش شده، با این وضعیت روبهرو میشه. نمایشنامه بیشتر از این که بخواد فقط ماجرای اتفاقات رو تعریف کنه، ما رو با واکنش شخصیتها و تصمیمهایی که در این موقعیت میگیرن همراه میکنه. من فکر میکنم جذابیت «مدهآ» اینه که اوریپید خیلی راحت اجازه نمیده درباره شخصیتها حکم صادر کنیم. در واقع، به جای این که به ما بگه چه کسی حق داره و چه کسی نداره، میذاره خودمون وارد ذهن و موقعیت شخصیتها بشیم و با تصمیمهاشون روبهرو بشیم. میشه رفتار یک شخصیت رو محکوم کرد، ولی در عین حال فهمید چه چیزی اون رو به اون نقطه رسونده. همین فاصله بین «فهمیدن» و «توجیه کردن» یکی از جذابترین بخشهای نمایشنامه واسه من بود. به نظرم همین چیزیه که بعد از دو هزار سال هنوز این اثر رو زنده نگه داشته: پیچیدگی شخصیتها و موقعیتیه که اوریپید ساخته؛ این که میتونی با یک شخصیت همدلی کنی، اما لزوماً کارهاش رو تأیید نکنی. از نظر تجربه خواندن هم، «مدهآ» اثر کمحجمیه و همین باعث میشه برای شروع نمایشنامهخوانی گزینه راحتی باشه. با این که کتاب جمعوجوره و میشه توی یکی دو نشست خوندش، ولی بهتره سرسری خونده نشه. چون بخش زیادی از اهمیت نمایشنامه توی دیالوگها، واکنش شخصیتها و مخصوصاً چیزهاییه که پشت حرفهاشون قرار گرفته.
من ترجمه شهبازی (نشر بیدگل) رو مطالعه کردم و به نظرم برای شروع خواندن تراژدی یونانی انتخاب خوبیه. متن طبیعتاً حالوهوای ادبی خودش رو داره و نباید انتظار نثر کاملاً امروزی و محاورهای داشته باشیم، ولی در مجموع برای من روان بود و موقع خوندن احساس نکردم ترجمه داره جلوی خود اثر رو میگیره. از نظر پیشنیاز هم اگر آشنایی زیادی با اسطورهشناسی یونان نداشته باشید، بهتره قبل از شروع فقط داستان کلی مدهآ و یاسون، ماجرای پشم زرین و سفر آرگونوتها رو بدونید. لازم نیست برید چند جلد کتاب اسطورهشناسی بخونید! همین که بدونید مدهآ کیه، یاسون کیه و رابطه این دوتا از کجا شروع شده، برای دنبال کردن خط اصلی نمایشنامه کاملاً کافیه. البته توی متن به اسمها و شخصیتها و داستانهای اسطورهای مختلفی اشاره میشه که اگه باهاشون آشنا نباشید ممکنه بعضی جاها مکث کنید. این ارجاعات البته مانع فهم داستان نمیشن، ولی برای خوانندهای که دوست داره داستان رو از صفر تا صد و بدون نقطه مبهم دنبال کنه، ممکنه یه مقدار روی اعصاب باشن؛ چون بعضی جاها توی متن نقاط کوری ایجاد میکنن. به همین دلیل، یکی از ایرادهایی که من به ترجمه شهبازی داشتم، تعداد کم پانویسها بود. بعضی از این شخصیتها اگه با یک توضیح خیلی کوتاه (در پانویس) معرفی میشدن، درک کامل نمایشنامه خیلی راحتتر میشد. مثلاً آئگئوس، پادشاه آتن، برای خوانندهای که با اسطورههای یونان آشنا نیست ممکنه کمی گیجکننده باشه و یک پانویس کوتاه میتونست این ابهام رو برطرف کنه و کمک بزرگی برای خواننده تازهکار باشه. با توجه به اینکه «مدهآ» اولین نمایشنامه یونانیای بود که میخوندم، یکی از چیزهایی که اوایل کار یه مقدار گیجم کرد، عنوانهای «همسرایان» و «سرآهنگ» بود. فکر میکنم بد نباشه یه توضیح کوتاه درباره این دو تا بدم تا اگه کسی مثل من برای اولین بار سراغ نمایشنامه یونانی میره، از همون اول بدونه با چه چیزی طرفه و این عنوانها براش ابهامی ایجاد نکنن:
ماجرا اینه که تراژدی یونانی اصلاً مثل نمایشنامههای امروزی به «پرده اول، پرده دوم، پرده سوم» تقسیم نشده. یکی از پایههای اصلی نمایشنامه یونانی، گروه همسرایان (Chorus) بوده؛ گروهی از آدمها که روی صحنه حضور داشتن، آواز میخوندن و گاهی هم با شخصیتهای اصلی گفتوگو میکردن. همسرایان فقط برای تزئین یا پر کردن فاصله بین صحنهها نبودن. معمولاً نماینده «بخشی از جامعه یا نگاه جمعی به اتفاقات نمایش» بودن و درباره اتفاقاتی که میافتاد واکنش نشون میدادن، هشدار میدادن، سؤال مطرح میکردن یا از نظر اخلاقی و انسانی به ماجرا نگاه میکردن. مثلاً در «مدهآ»، همسرایان زنان کورینتوسی هستن. بنابراین وقتی میبینید همسرایان حرف میزنن یا سرود میخونن، قرار نیست فکر کنید یک راوی ناشناس از بیرون داستان اومده و داره ماجرا رو برای ما توضیح میده؛ در واقع داریم واکنش همین زنان شهر رو نسبت به اتفاقات میشنویم. یه اصطلاح دیگه هم هست که ممکنه توی بعضی ترجمهها ببینید: «سرآهنگ». سرآهنگ در اصل کسی از گروه همسرایانه که بخشهای مربوط به همسرایان رو هدایت میکنه و گاهی بهعنوان نماینده یا سخنگوی اونها با شخصیتهای اصلی وارد گفتوگو میشه. پس وقتی اسم سرآهنگ میاد، قرار نیست فکر کنیم با یک شخصیت کاملاً جدا از همسرایان طرفیم؛ در واقع یکی از اعضای همون گروهه که نقش برجستهتر و مشخصتری پیدا کرده. فکر میکنم با دونستن این چند نکته، حالا میشه با دید روشنتری سراغ «مدهآ» رفت. در مجموع، اگر کسی تا حالا نمایشنامه یونانی نخونده و میخواد از یک اثر کوتاه و قابلفهم شروع کنه، «مدهآ» به نظرم انتخاب خیلی خوبیه. برای دنبال کردن داستان، پیشنیاز زیادی لازم نداره و بیشترِ چیزی که ممکنه در ابتدا ناآشنا به نظر برسه، به ساختار تراژدی یونانی و ارجاعات اسطورهای مربوط میشه. فقط بهتره قبل از شروع، یک خلاصه کوتاه از داستان مدهآ و یاسون بخونید و موقع خوندن هم عجله نکنید؛ چون این نمایشنامه با وجود حجم کم، خیلی بیشتر از چیزی که در نگاه اول به نظر میرسه برای فکر کردن داره.
مدهآ، الگویی از یک زن ناپیرو، سرکش از قواعد معمول و سنت مرسوم، طغیانگر، خشمگین و شکسته غرور. زنی که درست برعکس شخصیت آهو در رمان شوهر آهو خانم علی محمد افغانی، نه تاب تحمل ستم دارد، نه سکوت میکند و نه سازش بیجا دارد. شخصیت او نماد یک زنِ فاعل و فعال است. جزو عجیبترین و استثناییترین نمایشنامه ها. همچون الکترا
کدوم انتشارات و پیشنهاد میدید؟
نشر نی ۵ نمایش از اوریپیدوس رو چاپ کرده به ترجمه استاد کوثری، بهترین ترجمه اون هست اما خب قیمت اش از این ترجمهها بیشتره ولی ارزشش رو داره
فقط در یک کلام میتونم توصیف کنم بی نظیر ، شوکه کننده
اگر دوست دارید همزمان یک اثر کلاسیک و با ارزش، یک نمایشنامه فوق العاده و یک کتاب کوتاه و داستانی با شخصیت اصلی زن قدرتمند بخونید در خرید این کتاب شککککک نکنید انقدر قشنگه ، آرزومه رو صحنه تاتر ببینمش
نعیمی میخواد ببرتش رو صحنه خوب بشه یا بد نمیدونم . گفتم بگم احتمالا همین شهریور
ترجمه کدوم از عزیزان بهتر است ؟چرا این قدر تعداد صفحات متفاوت ذکر شده ؟
نشر افراز متن رو به همراه تحلیل اون آورده پس تعداد صفحات بیشتری نسبت به نشر بیدگل داره
نشر نی ۵ نمایش از اوریپیدوس رو چاپ کرده به ترجمه استاد کوثری، بهترین ترجمه اون هست اما خب قیمت اش از این ترجمهها بیشتره ولی ارزشش رو داره
چه اثری ، چه فضای عجیبی داشت نمایشنامه ( اصلا همین موضوع که این زمانی به نمایش دراومده اونم چند هزار سال پیش حیرت انگیزه ) اورپید کاراکتری خلق کرده غیرقابل درک با عقاید ضد و نقیض، با رفتارهای شگفتی برانگیز، زنی که (مده آ ) دچار جنون انتقام میشه ، زنی که به بعضی از دوستدارانش رحم نمیکنه و برعکس برای بعضی دیگر از خودشم هم میگذره . تقابل موضوع فمنیست و عقاید ضدجنگ و مردسالاری رو در نمایشنامه میبینم . من ترجمه شهبازی خوندم و خوب بود ( لحن ادبی اثر رو حفظ کرده ) . در کل باید سلیقتون رو ببینین تا این اثر رو انتخاب کنین ( اگه طرفدار نمایشنامه کلاسیک هستین ) .
از شاهکارهای بزرگ ادبیات تاریخ