کافکا همچنان ما را وادار می کند که با نگاهی تازه به او بنگریم.
هجویه ای بر سرزمین فرصت ها.
اولین و بامزه ترین رمان کافکا.
کارل روسمان شانزده ساله را پدر و مادر بیچاره اش راهی آمریکا کردند چون دختر خدمتکاری از راه به درش کرده بود و از او باردار شده بود. وقتی در کشتی ای که آرام آرام سرعتش کم می شد، به بندر گاه نیویورک رسید، چشمش به مجسمه ی الهه ی آزادی افتاد. از مدت ها پیش،از دور آن را می دید، ولی در آن لحظه انگار تازه مجسمه در پرتو ناگهانی آفتابی شدید قرار گرفته بود و در همان حال بازوی شمشیر به دستش را به هوا بلند می کرد و بادهای رها دور اندامش می وزیدند.
هراس، تیره بختی است، اما شهامت را نمی توان نیکبختی دانست؛ نهراسیدن، سعادت است.
من فکر می کنم آدم باید وقت خود را تنها صرف خواندن کتاب هایی نماید که با چنگ و دندان، دل خواننده را ریش می کنند.
«کافکا» نویسندهی تناقض ها است: تصویرگر جهانی پرتلاطم، گیجکننده، چندپاره و بزرگ که از پارادوکس های ریز و درشت شکل گرفته است.
پژوهشگران در سال های اخیر، به ارتباطاتی میان شباهت های اعصاب شناختیِ بیماری های روانی، و خلاقیت در ذهن اشاره کرده اند.
داستان های «فرانتس کافکا»، معنی هایی را در خود جای داده اند که تنها پس از مطالعه ی چندباره ی آثار او برای مخاطبین آشکار می شوند.
در دست گرفتن جایزه نوبل ادبیات برای همه نویسندگان یک آرزو و رویا است. اما این رویا برای همه محقق نشد.
مخاطبین امروزی می توانند قدردان براد باشند که آثار کافکا را نگه داشت ولی واقعیت امر این است که کتاب محاکمه به خاطر «یک خیانت در امانت» در دسترس ما است
مطالعه ی آثار عجیب و کابوس وار کافکا به ما یادآوری می کند که پشت نقاب زندگی روزمره ی هر فرد، یک زندگی عاطفیِ منحصر به فرد و پر فراز و نشیب وجود دارد.
تنها مشکلی که من با رمان "آمریکا" داشتم پایان رمان بود. کافکا این رمان رو ناتمام گذاشت و با این کارش ، تکلیف بسیاری از کاراکترهای رمان از جمله دایی کارل ، پدر و مادرش ، دختری که باهاش رابطه نامشروع داشت و ازش باردار بود ، فرزندش ، سرآشپز هتل و پول هایی که نزد او گذاشته بود و.... معلوم نمیشه. اگر کافکا این رمان رو کامل مینوشت بی شک میتونست جز پنجاه شاهکار ادبی دنیا تلقی بشه. جالبه بدونید که کافکا هرگز به آمریکا نرفت اما جوری استادانه و زیبا آمریکا و مردم آمریکا را توصیف میکند که آدمی از هوش و نبوغ کافکا حیرت میکند. در کل به یکبار خواندنش میارزد. ؛)
خیلی کتاب خواندنی هست. من لذت بردم. پر از جزئیات، شخصیت پردازی عمیق و طنز بسیار کمرنگ ولی هوشمندانه. عالی
کتابی بود بس خسته کننده که نه میتوانست چیزی بهت یاد بده و نه میتونست سرگرمت کنه و بین این دو نقطه پایین و بالا هیچ داستان و شخصیت پردازی وجود نداشت و هیچ احساسی نسبت به هیچکدوم از اتفاقات داستان و شخصیت اصلی و اشخاص فرعی نداری ، به نحوی خود کافکا هم چون به نظرم میدونسته که نمیفهمه چیکار داره میکنه و چی مینویسه داستان رو ناتمام گذاشته ، چونانچه اگه دقت کنید خواهی دید چندجا چیزی که خودش از قبل نوشته رو یادش نمونده و چیز دیگری رو نوشته برای مثال در جایی هتل رو نزیک جاده و بیرون از شهر گذاشته و در جای دیگر اونو به داخل شهر برده و از واژه خیابان و پیاده رو استفاده میکنه ، در کل نمیخوام مثل کافکا پرگویی کنم (کاری که برای این کتاب خیلی کرده) و میگم به نظر شخصی من اصلا ارزش وقت و پولتون رو نداره ولی اگه خواهانید ترجمه حداد از نشر ماهی ترجمه خوبیه.
حوصله ام سر رفت
پس شعلهی زیرش را خاموش کن !
با سلام؛ نشر ماهی سانسور دارد یا خیر؟ مچکرمیشوم هرچه زودتر پاسخ بدهید چون قصد خرید دارم
همهی کتابا در یه حدی ممیزی میخورن بستگی به کتاب داره یه تعداد اونقدر سانسور میشن که دیگه ارزش خوندن ندارن،ولی کافکا نویسندهی اروتیکی نبود و جناب حداد هم مترجم قابلی هستن پس فکر نمیکنم نیاز چندانی به سانسور بوده باشه،من قصر و محاکمه رو از نشر ماهی خوندم و راضی بودم،البته این نظر شخصی بندهس
نشر علی عبدالهی عالی بود 👏😌💚
پس نشر نیلوفر کجاست!؟ 😲😯😢
نیلوفر این کتابو چاپ نکرده
بیگانگی و تنهایی آدمی در این کتاب کافکا نیز به خوبی روایت میشه و خواننده را تحت تاثیر قرار میدهد.
کتابی کمتر شناخته شده از کافکا اما بسیار زیبا و خواندنی