کتاب مرشد و مارگریتا The Master and Margarita


  • قیمت : ۳۳,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
  • تنها 1 عدد از این کتاب باقی مانده

معرفی کتاب مرشد و مارگریتا اثر میخائیل بولگاکف

مینا دامغانیان مینا دامغانیان

این هجویه ی تأثیرگذار از زندگی در دوران حکومت شوروی، نوشته ی میخائیل بولگاکف، در تاریک ترین دوره ی رژیم استالین به رشته ی تحریر درآمد. رمان مرشد و مارگریتا با تلفیق دو بخش جدا از هم و در عین حال، در هم تنیده-یکی در اورشلیم باستان و دیگری در مسکوی معاصر-از صحنه های پرهیجان و پرتنشی چون طوفان های سهمگین و حمله ی خون آشام ها به صحنه های تاریکی تغییر مسیر می دهد: صحنه هایی مانند ملاقات عیسی با پیلاتس، قتل یهودا در شبی مهتابی و صحنه هایی حاکی از واقعیت مضحک و سیرک گونه ی مسکو. شخصیت های مرکزی کتاب-ولاند و همراهانش، گربه ای سیاه به نام بهیموث، شاعری به نام ایوان هوملس، پونتیوس پیلاتس، نویسنده ای که با نام مرشد شناخته می شود و همراه مشتاق او، مارگریتا-در دنیایی گرد هم آمده اند که فانتزی و واقعیت عریان را در هم می آمیزد و کلاژی هنرمندانه است از عجایب، کمدی سیاه و مسائل بی پایان اخلاقی. اگرچه نوشتن کتاب در سال 1940 به پایان رسیده بود، اما این اثر برای اولین بار در مجله ی موسکوا در سال 1966 به انتشار رسید و خیلی زود به موفقیتی جاودان مبدل گشت. مخاطبین مرشد و مارگریتا از بیان آزادی های هنری و معنوی در این کتاب، استقبال فوق العاده و کم نظیری کردند.

خرید و معرفی کتاب خواندنی مرشد و مارگریتا



مشخصات کتاب مرشد و مارگریتا
قطع :رقعی
شابک :978-964-7443-27-2
وزن :500
تعداد صفحه :444
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :1967
سری چاپ :18

ویژگی ها کتاب مرشد و مارگریتا

جزو فهرست 100 کتاب قرن لوموند

فیلم هایی بر اساس این کتاب در سال های 1972 تا 2011 ساخته شده است.

بیشتر بخوانید

رئالیسم جادویی، ژانری برآمده از دنیای سحرآمیز واقعیت ها

رئالیسم جادویی، ژانر فوق العاده جذاب و محبوبی است که از دل جهان بینی سحرآمیز مردم آمریکای لاتین به دنیای ادبیات وارد شده است.

نکوداشت های کتاب مرشد و مارگریتا
Brilliantly flamboyant and outrageous.
بسیار درخشان و طوفانی.
Detroit News

One of the truly great Russian novels of [the twentieth] century.
یکی از رمان های واقعا بزرگ روس در قرن بیستم.
New York Times Book Review New York Times Book Review

By turns hilarious, mysterious, contemplative, and poignant . . . A great work.
خنده دار، اسرارآمیز، اندیشمندانه و گزنده... اثری بزرگ.
Chicago Tribune Chicago Tribune

بخش هایی از کتاب مرشد و مارگریتا (لذت متن)
درست معلوم نبود چه چیزی بزدومنی را وادار کرده بود شعر را آن طور که نوشته بود، بنویسد: آیا استعداد فراوانش برای توصیفات عینی مسبب خطایش بود یا نادانی کاملش درباره ی مضمون شعر؟ به هرحال مسیح او کاملا زنده از آب در آمده بود؛ مسیحی که با وجود عیب های بسیارش، در واقع زنده بود. اما برلیوز می خواست به شاعر ثابت کند که مسئله ی عمده این نیست که مسیح چه کسی بود و یا حتی خوب بود یا بد؛ بلکه مسئله این است که اساسا شخصی به نام مسیح وجود خارجی نداشته و تمام داستان های مربوط به او ساختگی محض اند و اسطوره ی صرف اند...

نیمه شب نزدیک می شد، باید عجله می کردند. مارگریتا دور و برش را درست نمی دید؛ چند شمع و حوضچه ی خالی به یادش ماند که از سنگ عقیق ساخته شده بود. مارگریتا را در میان حوضچه ایستاداندند و هلا، با کمک ناتاشا، بدنش را با مایع غلیظ داغ سرخ رنگی شستشو داد. مارگریتا مایع را مزمزه کرد و از طعم شور آن دانست که حمامش از خون است و بعد از این روپوش ارغوانی، نوبت مایع دیگری بود رقیق، شفاف و صورتی رنگ؛ سر مارگریتا از عطر گل سرخ به دوران افتاد. آنگاه مارگریتا را برتختی از بلور خواباندند و با برگ سبز آنقدر بر پوست تنش مالیدند که تنش شفاف شد...

باجگیر چشم هایش را فرو بسته بود و صاعقه ای آسمانی را انتظار می کشید. اتفاقی نیفتاد. بی آنکه چشم های خود را بگشاید، خشمش را با نفرین بر آسمان فرو نشاند. فریاد می زد که ایمانش خلل یافته و حتما خدایان دیگر و بهتری نیز هستند. هیچ خدایی رخصت نمی داد مردی چون یسوعا بر صلیب بگذرد. باجگیر که صدایش سخت گرفته بود، فریاد زد: نه اشتباه می کردم... شاید دود قربانی های معبد چشمت را نابینا کرده و تنها بانگ شیپور کاهنان را شنوایی؟... ای خدای راهزنان و حامیان و هواداران راهزنان لعنت باد!