داستانی هیجان انگیز.
قصه ای گزنده درباره ی عشق و تنهایی، توسط برجسته ترین نویسنده ی روسیه.
شایان توجه.
خدای من، یک دقیقه ی تمام شادکامی! آیا این نعمت برای سراسر زندگی یک انسان کافی نیست؟
آدم رویایی، خاکستر رویاهای گذشته اش را بیخودی بهم می زند، به این امید که در میانشان حداقل جرقه ی کوچکی پیدا کرده و فوتش کند تا دوباره جان بگیرند، تا این آتش احیا شده، قلب سرمازده ی او را گرم کند و همه ی آن هایی که برایش عزیز بودند، برگردند...
چرا آنچه را که در قلب خود داریم، دقیقا بر زبان نمی آوریم، اگر واقعا منظورمان همان است؟ با این وجود، همه سعی دارند نفرت انگیزتر از آنچه هستند، به نظر آیند. گویی هراس دارند اگر خود را به راحتی به نمایش گذارند، این عمل توهینی به احساسات آن ها تلقی گردد.
رمان «یادداشت های زیرزمینی» با جملاتی مشهور از شخصیت اصلی در مورد خودش آغاز می شود: «من آدم مریضی هستم... من آدم کینهتوزی هستم. من آدم نفرتانگیزی هستم.»
«داستایفسکی» چه حقایقی را در مورد انسان ها آشکار کرد و چگونه به مسیر ادبیات، شکل و جهت داد؟
این مقایسه، با توجه به تعداد ترجمهها، سبب آشنایی بیشتر و بهتر با این شاهکار تاریخ ادبیات شده و در انتخاب ترجمهای که بیشتر میپسندید، کمکحالتان است.
در این مطلب قصد داریم به تعدادی از کتاب های کلاسیک کوتاه بپردازیم که انتخاب هایی عالی برای ورود به جهان آثار کلاسیک به شمار می آیند.
در این مقاله قصد داریم به حقایقی مهم، جالب توجه و کوتاه درباره ی زندگی فئودور داستایفسکی بپردازیم.
نویسندگان پرتعدادی در «ادبیات روسیه» ظهور کرده اند که ایده های ژرف، آثار ادبی و توانایی آن ها در داستان سرایی در طول زمان طنین انداز بوده است.
«شبهای روشن» نیز مانند همهی شاهکارهای داستایفسکی، از منظری انسانی و روانشناسانه پرداخت شده است.
داستان های او، یکی از اصلی ترین پایه های ادبیات روسیه را تشکیل می دهند.
وقتی که آثار کلاسیک را مطالعه می کنید، در واقع در حال خواندن کتاب هایی هستید که نقشی اساسی در شکل گیری چگونگی نوشتن و خواندن ما در عصر حاضر داشته اند
من این اثر جذاب و خواندنی را با ترجمههای آقای رضا ستوده و آقای سروش حبیبی خواندم. هر دو ترجمه روان و خواندنیاند، اما قلم سروش حبیبی برای من صمیمیتر و اثرگذارتر بود و توانستم ارتباط عمیقتری با فضای داستان برقرار کنم. شبهای روشن از فئودور داستایوفسکی فقط روایت چند شب عاشقانه نیست بنظر من بلکه آینهای از شور جوانی، امیدهای ساده و عشقهای ناتمام همه ماست. نکتهای که بیش از همه برایم ماندگار و دردناک شد، تکرار نام «ناستنکا» از سوی راوی بود؛ او بارها نامش را صدا میزند، اما ناستنکا حتی یکبار هم نام او را نمیپرسد. گویی در برخی عشقها، تمام وزن احساس بر دوشِ عاشق میماند و معشوق، بیآنکه بداند، از کنار هویت او عبور میکند.
حرفی راجع به شاهکار داستایِوسکی نیست. اما بزرگترین اشتباهی که کردم، این بود که همچین اثری رو برای اولین بار؛ با ترجمهی اقای آتش برآب نخوندم. نثر ایشون به شدت به دلم نشست حتی بیشتر از اقای حبیبی.
داستانی بسیار مبهوت کننده و گیرا با این که کوتاهه ولی پر از نکتههای قشنگه
من به ناستنکا حق میدم اما خب راضی نیستم . اینکه جواب لطف و کمک راوی اون رو تنها گذاشت . این خیلی بی رحمیه
کتاب برای شروع داستایوفسکی انتخاب خوبی که بتونی با ذهن نویسنده اشنایی پیدا کنی من ترجمه اقای حبیبی از انتشارات ماهی و خواندم و به نظرم خوب بود
من وقتی که این کتاب خوندم اصلا نمیتونستم ناستکا رو درک کنم که چرا اینکارو با کسی که واقعا عاشقش بود کرد ولی حالا هر چی میگذره بیشتر میفهمم که حق داشت....شما اگه عشق اولتون رو ببینید بهش برنمی گردید؟!
نه به ذات آدم برمیگرده
اگر تجربه ای مشابه داشته باشی این کتاب میتونه لبخند به لبت بیاره غمگینت میکنه و انقدر در عین سادگی فوق العاد اس که حد و حساب نداره فقط من با جیبی بودنش مشکل داشتم حس کردم ازش کم شده و اینکه توی کتابخونه تصویر جالبی نداره
میشه که بگم معمولیه! من خیلی تعریفش رو شنیده بودم یعنی که همه میگفتن بخون بخون... ولی خیلی خورد تو ذوقم شاید هم باید یکبار دیگه بخونم ولی اصلا نتونستم ارتباط بگیرم....
ساده،روان و غم انگیز
کتاب قشنگیه . داستانش ساده ست اما اونچه که این کتاب رو جذاب و گیرا کرده قلم داستایفسکی هست. در عین سادگی احساسات شخص رو عمیقا لمس میکنه . برای شروع کتابهای داستایفسکی گزینه خوبیه. ترجمه آقای سروش حبیبی هم قشنگ و ادبیه و من ترجمهشون رو دوست داشتم. کتاب مصور این نشر از لحاظ ابعاد یذره از نسخه جیبی بزگرتره اما باز هم به اندازه رقعی نمیرسه و کاغذ هاش گلاسهست . در کل از لحاظ اقتصادی نسخه جیبی گزینه بهتریه.
سلام دوستان کدوم نویسنده بهتره ک بخرم؟
اگر منظورتون مترجم هسش، ترجمه سروش حبیبی عالیه
داستایوفسکی به نظرم
این کتاب رو با ترجمه اقای سروش حبیبی و اقای بابک شهابی تهیه کنید.
روایت تنهایی آدما
اینترنت را وصل کنید.
درک اش سخته چون من خیلی کتاب نخوندم ؟
پیشنهاد میدم چند وقت دیگه دوباره به کتاب سر بزنید و از اول بخوانیدش.
اخرش روحم رو خراش داد
داستان غمگین انگیزی بود
کتابی غم انگیز و زیباست
رمان خیلی عالیه میخوام بهش نقد وارد کنم اما نمیتونم (ترجمه آقای آتش برآب با اینکه قیمتش فضاییه اما خیلی بهتر آقای حبیبیه)
تنها ترجمهی درست و عاقلانهی این کتاب از مهناز مهری است: شبهای سپید. ...،،،... باقی مترجمان انگار ترسیدهاند اگر واژه درست «سپید» را به جای واژه نادرست و ابلهانه «روشن» بگذارند، کتابشان در این بلبشوی ترگمان ناشیگری گم میشود!